سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
پرواز را به خاطر بسپار
بارالها ! ... قلبم را از وحشت آفریدگانِ بدت بپوشان، و انس به خود و دوستان و فرمانبرانترا به من ببخش . [امام سجّاد علیه السلام ـ در دعایش ـ]

نویسنده: گل پری یکشنبه 90/8/1 ساعت 1:30 عصر .

امروز اولین روز از دومین ماهِ سومین فصل ساله!!! آبـــــــــــــــــــــان!!!
به به... چه ترکیب قشنگی شد.
ماه من... ماهی که توش به دنیا اومدم و برای همین خیلی دوستش دارم. ماهی که ازش خیلی خاطره دارم.
                      دختر پاییز

***اومدن آبان به همه ی آبانی ها مبارک***


حرف دل تو()

موضوعات یادداشت

نویسنده: گل پری چهارشنبه 90/1/31 ساعت 4:42 عصر .

دلم هوای معصومیت کودکیم رو کرده. هوای اون روزایی که تنها دغدغه ام این بود که ظهرای تابستون جوری بیصدا بازی کنم که مامانم از خواب بیدار نشه... دلم برای وقتی تنگ شده که بعد از ظهرا همه همسایه ها میومدن تو کوچه ی عریضمون و کل کوچه رو با سطلای پر از آب چاه میشستن بدون اینکه نگران پول قبض آب باشن... در این بین هم کلی می گفتن و میخندیدن.
 اون وقتا که همسایه ی کناریمون بدون ترس از دزدهای جان و ناموس؛ درِ حیاطش رو به رسم کشوری که قبلا توش زندگی میکرد سوراخ کرده بود و بندی ازش رد کرده بود که هروقت میکشیدیش می تونستی وارد حیاطشون بشی و همیشه هم از اون غذاهای خوشمزه ی عربی داشت: کبّه، فلافل، کاهی، کلوچه عربی و... آخ که طعم ادویه هاش رو هنوز یادمه...
دلم هوای کوچه مون رو کرده که همه ی خونه های توش ویلایی و یه دست بودن با درختای چنار بلند...
یاد اون موقعا بخیر که با دوستم و آبجی کوچیکم وقتی از مدرسه برمیگشتیم یه ساندویچ می خریدیم و سه قسمتش می کردیم و تا برسیم خونه به دور از چشم مامانم میخوردیمش که نگه: مگه من ناهار درست نکردم؟...
یادش بخیر دوران ابتدایی که همیشه مشقای ریاضیم رو میذاشتم واسه ساعت ده شب و با گریه و خواب حلشون می کردم...
آخ که چقدر دلم کودکیم رو میخواد... بابام رو میخواد... خیلی زیاد...


حرف دل تو()

موضوعات یادداشت

نویسنده: گل پری یکشنبه 90/1/28 ساعت 2:8 صبح .

لبریزم از سکوتی کر کننده و نگاهی سرشار از هیچ... با تنی خو گرفته به عادت و روحی پر از کلنجار...
چه آشفته بازاریست درونم...
چه می شنوم؟...
- آهای دخترک ! قیمتت چند؟


حرف دل تو()

موضوعات یادداشت

نویسنده: گل پری جمعه 90/1/19 ساعت 10:2 عصر .

همینجوری اشکاش بیصدا میومدن پایین.
گفتم نریز اونا رو... یا لااقل واسه کسی بریزشون که ارزشش رو داشته باشه...

تنهایی

چشماش رو به سمتم گرفت و ساکت موند...
بعد از چند لحظه یه چیزی یادم افتاد که نمیدونم کجا شنیده بودم.گفتمش کسی که ارزش اشکهای تو رو داشته باشه هیچ وقت باعث ریختنشون نمیشه... اینو گفتم و از کنارش بلند شدم رفتم. برنگشتم ببینم به گریه اش ادامه داد یا نه...


پ.ن: فیلم جدایی نادر از سیمین رو دیدم. خیلی عالی بود.


حرف دل تو()

موضوعات یادداشت

نویسنده: گل پری دوشنبه 89/12/16 ساعت 2:27 صبح .

این روزا دارم همه ی تلاشم رو می کنم.
نمی خوام چیزی غیر از اونچه هستم باشم... می خوام کمال اونچه که هستم باشم.


حرف دل تو()

موضوعات یادداشت

نویسنده: گل پری شنبه 89/10/11 ساعت 11:58 صبح .

گفت: بیخیال... انگار یادت رفته که خدا بزرگه.
گفتم: نه... اتفاقا حواسم به بزرگی خدا هست ولی کوچیکی بنده هاشه که حواسمو پرت می کنه.

یاد خدا


حرف دل تو()

موضوعات یادداشت

نویسنده: گل پری سه شنبه 89/8/4 ساعت 4:59 عصر .

دیروز متولد شدم و امروز یه آدم جدیدم... با جسمی جدید، روحی جدید، فکری جدید و در کل شرایطی جدید و در عین حال آدمی غیرقابل پیش بینی. چه خوبه که کسی نمی شناسدم و تصمیم دارم نذارم شناخته شم. چون هرچی سر این آدمیزاد میاد از اینه که می ذاره بقیه پیش بینیش کنن!!... آخ که خودم و عشقم و عشقه!

                                              dokhtarak

خلاصه اینکه خیلی خوشحالم. این جور بودنم رو دوست دارم. از دیروز حتی احساساتم رو تصفیه و غربال کردم. احساس سبکی می کنم؛ چون دیگه مثل قدیما از روی "باید" مجبور به انجام کاری یا حتی وانمود کردن به خیلی رفتارها نیستم. احساس آزادی و رهایی دارم... احساس بکر و تازه ایه که آدمای خاصی رو توی زندگیم دارم که باهم بهترین لحظات رو خلق می کنیم. سالها بود منتظر چنین شرایطی بودم و الان- خدا رو شکر- دارمش.

از امروز اولین روز زندگی جدیدم، با کوله باری پر از تجربه های گذشته ، پیش به سوی زندگی آرمانی خودم... پیش به سوی پیشرفت و ترقی...

از امروز می خوام بترکووووووونم.


حرف دل تو()


نویسنده: گل پری سه شنبه 89/4/15 ساعت 11:57 عصر .

پارسال تقریبا همین موقعا بود... خیلی داغون بودم و روحم از همه کس و همه چیز خسته شده بود... به جایی رسیده بودم که فکر می کردم امکان نداره توی زندگیم چیزایی رو که همیشه آرزوشونو دارم داشته باشم... آدما که نا امیدم کرده بودن بدتر از همه، امیدم رو از خدا هم بریده بودم... یادمه که به خودم و خدا یه زمانی رو دادم و پیش خودم گفتم اگه تا فلان موقع همه چی درست نشه و تو مسیر قرار نگیرم واسه همیشه قید همه چی رومیزنم و به جای زندگی فقط زنده می مونم... میشم یه آدمی که تو دنیا براش هیچی تفاوتی نداره...

یادمه که کلافه و مأیوس بودم...داشتم دیوونه می شدم. نشستم سر جانماز و اونقدر زجه زدم که همه توانم رو از دست دادم... به جایی رسیدم که دیگه حتی توان گریه کردن هم نداشتم... شرایط نا امیدی به قدری بهم فشار آورده بود که نزدیک بود خودم رو به امید اینکه دیگه دریایی با آبی زلال نیست بندازم توی باتلاق و دلم رو خوش کنم که توی دنیا فقط من نیستم که تو باتلاق ولی با یاد دریا زندگی خواهم کرد...

                                    

ولی خدا مهربون تر از اونی بود که من فکرشو میکردم... سر به زنگاه دستم رو گرفت و کشیدتم بالا و نه فقط نذاشت خودم رو غرق کنم که اونقدر قدرت این کشیدنش زیاد بود که من رو به پرواز درآورد...

الان که خودم رو با شرایط و روحیات و افکار پارسالم می سنجم خدا رو شکر می کنم. خدایا شکرت که پرواز رو یادم دادی...


حرف دل تو()

موضوعات یادداشت

نویسنده: گل پری جمعه 89/1/20 ساعت 12:34 صبح .

سالی که گذشت برای من یک سال پر از تغییر بود. سالی که توش خیلی از هدفای زندگیم با کمک خدا و پر رنگ تر کردنش تو زندگیم، تیک خورد. امسال خدا عشق رو توی زندگیم آورد و بهم هدیه کرد عشقی که در کنارش احساس آرامش و حمایت دارم.عشقی که یه عمر با یادش و حسرتش زندگی کردم.

بچه که بودم همیشه یه شهر آرزوها توی ذهنم داشتم...جایی که همه چیز همونجوری بود که می خواستم.توش همیشه خوشحال بودم... همه رو دوست داشتم و هیچ آدم بدی اونجا نبود که اذیتم کنه... بزرگتر که شدم یه شاهزاده هم توی رویاهام اضافه شد؛ یه شاهزاده که حاضر بود همه چیش رو واسه عشقش بده... راستش خیلی دلم می خواست که اون مرد من باشه و منم بشم ملکه اش.

زمان خیلی زود گذشت تا رسید به حالا! مدتها بود که چشمام بسته بود... وقتی بازشون کردم دیدم همون شاهزاده اومده تو زندگیم و منم شدم ملکه اش...

امیدوارم همه ی آدمای عاشق به عشقشون برسن.


حرف دل تو()

موضوعات یادداشت

نویسنده: گل پری شنبه 88/9/28 ساعت 2:0 عصر .

این چند روزه بیشتر از اونی که فکر می کردم بزرگ شدم.

توی این بزرگ شدن همه ی اطرافیان و آدمای نزدیکم ناخواسته کمکم بودن. چیزایی رو که شاید در حالت عادی سال ها طول بکشه که آدم یاد بگیره من در عرض چند روز یاد گرفتم. خوشحالم از این بابت و خدا رو شکر می کنم.

مهم ترین چیزی که از آدما فهمیدم و تا حالا اینجوری بهش نرسیده بودم این بود که واسه اونا خراب کردن خوشی های دیگران خیلی راحت و آسون تر از اینه که بخوان واسه خودشون خوشی بسازن.

دیگه این که برعکس اون چیزی که من در تمام این مدت راجع به نزدیکانم و دوستانم توی فکرم بود، اونا هیچ وقت من رو خوشحال نمی خوان؛ بلکه من رو می خوان که خوشحالشون کنم. من رو نمیخوان کنارشون داشته باشن که اگه لازم شد کمکم کنن، بلکه می خوان من رو کنارشون که کمکشون باشم. من رو واسه خودم نمی خوان بلکه واسه شرایطم می خوان...

خوشحالم از اینکه خدا دوستم داشت و خیلی چیزا رو بهم نشون داد و بهم شناسوند.

از خدا می خوام همونطور که هر چیزی رو که واسه نزدیکانم می خواستم امروز به خودم داده، به اون ها هم چیزایی رو که واسه من می خوان هرچه زودتر بهشون بده. اگه خوب می خوان که خوشا به حالشون؛ ولی وای به روزی که آدم واسه کسی بد بخواد...

امروز با اینکه از فهمیدن این حقیقت بزرگ و ناباورانه، روحم شکسته و جسمم توانش رو از دست داده ولی با این حال می خوام تمام انرژی با قی مانده ام رو صرف عشقم و بهتر زندگی کردنم کنم بدون توجه به آدمای چشم تنگ.

با این حال خوشحالم که همه ی این اتفاقات، من رو به روحم، به عشقم و به خدا از همیشه بیشتر نزدیک کرده.

**خدایا کمکم کن از تمام امتحانات زندگی سربلند بیرون بیام. /آمین/**


حرف دل تو()

موضوعات یادداشت


وبلاگ من

این جا می تونی پیدام کنی


موضوعات وبلاگ

تعداد کل بازدید

تعداد بازدید امروز

درباره خودم
پرواز را به خاطر بسپار
گل پری
اخلاقم بهتر شده. همین جور حرف زدنم. مغرور. رک گو . فکور . متشخص. خوردن جیگر رو دوست دارم، همین جور کتاب خوندن رو. بعضی وقتا زیادی به دیگران کمک می کنم. موسیقی گوش کردن رو هم دوس دارم. دلم میخواد تو زندگیم فقط آدمایی باشن که باهاشون حال می کنم و مجبور نباشم واسه آداب معاشرت کذایی، با کسایی که نمیخوام همصحبت شم... دیگه... فعلا همین. اگه چیز دیگه ای یادم افتاد اضافه می کنم.

لوگوی خودم
پرواز را به خاطر بسپار


موسیقی وبلاگ

لوگوی دوستان

دوستان

عاشق آسمونی
پسر پاییزی
چم مهر
منطقه آزاد
آقاشیر
سفیر دوستی
پرنسس
نبض شاهتور
***رویا***
آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
روان شناسی کودک
خنده بازار
آبجی کوچیکه
پاییزی ...
ساحره
بمب خنده
داستان های زیبا وخواندنی
عشق
سرما
حرفهای حسن اقا

بگذار تو معشوقم باشی !
اهرام
آغاز کسی باش که پایان تو باشد
جشن فرشته ها
بابا قصه گو
لیلی
*شازده کوچولو*
*** وبلاگ قبلی خودم ***
بچه های آسمان
فرهاد
عکس، مدل لباس، مانتو، ژاکت، سارافون دخترانه، زنانه، والپیپر زیبا


جستجو

در متن یاداشت و پیام


حضور و غیاب

اشتراک
 

آرشیو

طراح قالب